یکی از نوادگان قبیله وانارا، زمانی که یک راوانای امروزی تنها دوچرخهاش را برای یک تجمع انتخاباتی تصاحب میکند، درگیر درگیری میشود. چیزی که به عنوان یک بیعدالتی کوچک شروع میشود، به زودی به مبارزهای شدید برای عزت نفس و کرامت تبدیل میشود.
دو کارگر حزب سیاسی از آتریاپورام با فاجعه روبرو میشوند؛ وقتی همسر باردار یکی از آنها در طول سیل دچار درد زایمان میشود. آنها که قادر به رسیدن به بیمارستان نیستند، یک ماما میآورند، اما نوزاد مرده به دنیا میآید و وضعیت سلامت مادر رو به وخامت میرود.
رام، وارث ثروتمند، پس از بازگشت از تحصیلات خارج از کشور، برای رسیدن به مقام مدیرعاملی با مخالفت یکی از سهامداران روبرو میشود. او برای اثبات شایستگیهای خود، قبول میکند صد روز را مانند یک فرد معمولی زندگی کند.
یک مرد ثروتمند برای انتقام از یک تاجر قدرتمند که از او کلاهبرداری کرده است، دست به هر کاری می زند، حتی اگر مجبور شود با این دشمن قدرتمند روبرو شود و با او وارد مذاکره شود...