زنی در حالی که زخمی و بدون حافظه در خانهای محبوس شده است، از خواب بیدار میشود. او وحشتزده و کمی آسوده خاطر میشود که زنی را در اتاقی دیگر پیدا میکند. این دو غریبه باید قبل از اینکه در باز شود، با هم همکاری کنند تا بفهمند واقعاً چه اتفاقی افتاده است.
فیث همه چیز را به عنوان یک مادر و همسر دارد، اما یک سال پس از آنچه که او معتقد است یک تصادف رانندگی بوده است، فیث متوجه می شود که او یک ستوان عملیات ویژه ارتش با اطلاعات طبقه بندی شده است...