در جامعهای که مردم از رویاپردازی برای افزایش طول عمر خود دست بر میدارند، برخی از افراد خطرناک هنوز رویا میبینند و تار و پود زمان را منحرف میکنند. ما پنج رویا را تجربه می کنیم، برای هر یک از حواس، که هر کدام از نظر زمانی نمایانگر دوره ای از سینما هستند.
هی سی، دختر نیمه فلج، پس از 17 سال به خانه بازمی گردد، اما پدرش به طور مرموزی ناپدید می شود. نامادری زیبا و مهربانش، یک پزشک شخصی ظریف، یک راننده جوان و قوی، و یک خدمتکار دلسوز از او استقبال می کند.
روزنامهنگاری به نام «یه پن» در تحقیقات خود درباره یک حادثه سقوط، دو نفر را به عنوان مظنون معرفی میکند. این اقدام باعث خشم عمومی میشود و اوضاع به سرعت از کنترل خارج میگردد.
یک دختر جوان که به پیوند کلیه نیاز دارد، قصد ازدواج با کسی را دارد که بتواند کلیه خود را به او اهدا کند. او در این مسیر، مرد جوانی را ملاقات میکند که بیماری مغزی دارد.