گوستا انگل، بوروکرات وزارت امور خارجه سوئد، که در طول جنگ جهانی دوم نادیده گرفته شد، هزاران نفر را نجات داد و سوئدِ به اصطلاح بیطرف را به یک نیروی اخلاقی تبدیل کرد. تلاشهای او وضع موجود را به چالش کشید و میراث بشردوستانه ماندگاری از خود به جا گذاشت.
داستان لیزا و پاتریک که پس از خیانت پاتریک، ازدواج خود را ترمیم کرده اند، اما زمانی که نامه ای از دادگاه منطقه در مورد مدارک طلاق خود دریافت می کنند، همه چیز وارونه می شود، که لیزا فراموش کرده بود که آن را ثبت کرده است...
نلی و سگش تعطیلات پاییزی را با عمویش هانیبال می گذرانند. با این حال، معلوم می شود که هانیبال آن طور که فکر می کرد زندگی آرامی ندارد و او یک مامور هیولا است...