مریم از کودکی در سایه وحشت دائمی زندگی کرده است. نامههای مرموزی مرتباً برای او ظاهر میشوند که فرستنده آنها را نمیشناسد. حتی پس از سوزاندن یا دور انداختن، نامهها همیشه برمیگردند، گویی با ارادهای از خودشان.
در پی وقوع یک نزاع اجتماعی، افرادی که به جادوگری متهم شده بودند، بدون آنکه فرصت دفاعی یابند، به قتل رسیدند. این واقعه، آشوب و هرج و مرج گستردهای را در پی داشت.
خانه اِچا و آریل در ابتدا محل آرامش و تفاهم بود. اما این آرامش دیری نپایید و پس از آنکه جنی به نام جن داسیم عاشق اِچا شد و آرامش او را بر هم زد، زندگی این دو دستخوش وحشت و دگرگونی هولناکی شد.
نادیا، تنها بازمانده از سرنوشت غمانگیز خانوادهاش، با سایه سنگین فداکاری پدرش روبرو است و در حالی که با زندگی در آستانه خطر روبرو است، تلاش میکند تا با آن کنار بیاید.
دارا لازواردی، بازیگر معروف فیلمهای ترسناک، پس از مواجهه با عروسکی تسخیر شده که شبیه دختر مرحومش است، متقاعد میشود که این عروسک به روح دخترش مرتبط است و به همین دلیل به جنون میافتد. دیگران سعی میکنند به او کمک کنند، اما ...