در آستانهی یک تصمیم شغلی که زندگیاش را تغییر میدهد، ورا تصمیم میگیرد یک آخر هفتهی تعطیل را برای نزدیکترین دوستان دوران کودکیاش برگزار کند. این سه روز، پر از راز و رمز، تفریح و عاشقانه است.
فی عمر، یک مدیر بازاریابی موفق در آتلانتا است که علیرغم پیشرفت در کار، در زندگی عاطفی خود با شکست مواجه شده است. او پس از بهم خوردن رابطهاش با رندال (که حاضر به تعهد نبود) و تجربهی قرارهای ناموفق بعدی، در نهایت با بیمیلی قبول میکند که دوباره با رندال ملاقات کند.