مگی (کریسی راک) که خود قربانی دوران کودکی آزاردهنده و فقر زده است، ثابت کرده است که مادری نامناسب است، چهار فرزندش همگی توسط مددکاران اجتماعی دولتی از او گرفته شده و در خانههای پرورشدهی قرار گرفتهاند...
پس از کشف جواهری که یک هیولای شیطانی را کنترل می کند که به دنبال نابودی جهان است ، یک دختر جوان و برادرش از آن استفاده می کنند تا او پیشنهادات خود را انجام دهد...
یک زوج عاشق برای فراموشی غم از دست دادن فرزندان خود، به کلبه ای دورافتاده می روند. اما، زن با حضور نیرویی شیطانی و آشکار شدن رازهای تاریک، به مرز جنون می رسد.
بازگشت پسری جوان به مزرعه خانوادگی پس از گذراندن دورههای درمانی «دگ.ر.ج.ن.سخواه سازی»، او را در مواجهه با پدر بیاحساسش و خاطرات عشق گذشتهاش قرار میدهد.
زنی ازدواج می کند، بچه ای مرده به دنیا می آورد و طلاق می گیرد و عاشق یک هتل دار می شود ، اما خود را تابع موفقیت خود می داند لذا با خیاطی همکاری می کند تا...
پال ددالوس بر سر چند راهی در زندگی گرفتار شده است، آیا باید دکترایش را تمام کند، آیا میخواهد پروفسور شود، آیا دوست دخترش را دوست دارد و یا میخواهد دوباره سراغ یکی از عشقهای قدیمیاش برود؟ و مشکلات دیگر که با آنان دست و پنجه نرم میکند...
شخصی بدن مردگان را پوست کنده و از پوست آنها برای ساختن کفش استفاده میکند. ناگهان، یک کارخانه تولید کفش که مدتی کسبوکارش ضعیف بوده، بهطور چشمگیری رونق پیدا میکند.
در روز سنت بلوینز (بزرگترین تعطیلات منطقه ای) ، چهار پسر به دنبال از دست دادن باکره بودن خود ، یک دختر راز تاریک ، یک نوجوان تنها و یک بیمار روانی فرار کرده ...