با توجه به شرایط جاری اینترنت، تمامی خدمات ما مجدداً رایگان شد. همچنین اطمینان میدهیم که در صورت تداوم فعالیت، تمامی روزهای از دست رفته به اعتبار حساب شما افزوده خواهد شد.
با آرزوی سلامتی و تندرستی برای شما و خانواده محترمتان.
قتل عام سال ۱۹۴۱ در فانتانا آلبا از تاریخ پاک شد. این فیلم از طریق فیلمها و شهادتها، مبارزه ۲۰۰۰ نفر برای آزادی، یک داستان عشقی ممنوعه و بازماندگانی را که نسلها سکوت کردند، آشکار میکند.
«تری فلورس» (لوپز)، مستندساز جوان، مأمور ساختن فیلمی درباره ی قبیله ای از سرخ پوستان در آمازون می شود. در منطقه مرد غریبه ای که «پل سارون» (وویت) نام دارد، ادعا می کند قبیله ی مورد نظر را می شناسد و تری وگروه فیلم برداری را به آن جا خواهد برد. اما در عوض، گروه را به محل اختفای «آناکوندا» می برد؛ مار غول پیکری که آدم ها را درسته قورت می دهد...
داستان درباره کارمند یک فروشگاه است که به حلقه نزدیک یک هنرمند مشهور نفوذ میکند، اما این نزدیکی برای او عواقب جدی و خطرناکی در حد مرگ و زندگی به دنبال دارد.
کنسرت پایانی تیلور سویفت در ونکوور اِراس تور شامل ۴۵ آهنگ، از جمله بخش جدید «خشم زنانه» و قطعات ویژه است. این کنسرت، پایان تور جهانی رکوردشکن او در ورزشگاه BC Place بود.
یک زوج متاهل سوار بر بالن به ماجراجویی میپردازند، اما شرایط پیشبینی نشده منجر به موقعیتهای تهدیدکننده زندگی میشود که عشق و تابآوری آنها را در حین مبارزه برای بقا آزمایش میکند.
پس از ربوده شدن یک هواپیما، نیروهای زمینی با عزمی راسخ برای نجات جان مسافران و خدمه وارد عمل میشوند. در بحبوحهٔ نبردی پر از کشمکش و تقابل فکری، یک عملیات پنهانی به اجرا در میآید.
از زمانهای ناگفته، جایی که افسانهها با خون بر خاک نوشته شدهاند، قهرمانی متولد میشود. مولا جت، یک مشتزن حرفهای سرسخت با گذشتهای شکنجهبار، به دنبال انتقام از دشمن قسمخوردهاش نوری نات، ترسناکترین جنگجوی سرزمین پنجاب است.
طی هفت روز وهمآلود، دهکدهای بینام در زمانی و مکانی نامشخص ناپدید میشود. در این میان، والتر تیرسک، مردی از اهالی روستا که اکنون کشاورز شده است، و چارلز کنت، ارباب دستپاچهی عمارت، دو دوست دوران کودکی هستند که باید با هجوم دنیای بیرون و ضربهی ناشی از مدرنیته روبرو شوند.
وقتی یه مهمون جذاب و دلربا به یه قلعه دورافتاده میرسه، تعادل ظریف بین شوهر بیتوجه، عروس معصومش چری (Cherry) و خدمتکار وفادارشان هیرو (Hero) حسابی بههم میریزه و همهچیز آشوب میشه.