با توجه به شرایط جاری اینترنت، تمامی خدمات ما مجدداً رایگان شد. همچنین اطمینان میدهیم که در صورت تداوم فعالیت، تمامی روزهای از دست رفته به اعتبار حساب شما افزوده خواهد شد.
با آرزوی سلامتی و تندرستی برای شما و خانواده محترمتان.
یک مهندس جوان ایتالیایی برای کار به کنیا می رود، اما فاصله زیاد بین او و همسرش او را به این فکر می اندازد که آیا همسرش به او وفادار خواهد ماند یا خیر...
یک پسر ثروتمند و خرابکار ، دختر را باج می زند تا نامزد او شود - اگر این کار را نکند ، شرکت پدرش ورشکسته خواهد شد. پسری فقیر اما صادق که او را دوست دارد سعی می کند او را نجات دهد...
کایل و ایوی در ملک قدیمی مادربزرگشان پری ها را در جنگل کشف می کنند. در حالی که مردم محلی طرفدار این موجودات نیستند، این دو نفر به دلایلی برای نجات آنها تلاش زیادی می کنند...
اگرچه قلبها، اهداف و آرزوها برای هر کسی در شهر هوشی مین که از نظر فرهنگی در حال تغییر است، متفاوت است، داستانهای چهار فرد جداگانه، تصویری واضح از گذشته، حال و آینده شهری را ترسیم میکند که به سوی عصری جدید گام برمیدارد.
مردی بیوه سعی می کند دخترش را با پسر کنتس وصلت دهد به این امید که با یک کنتس ازدواج کند. با این حال، عاشق شدن دختر با یک قایقران اهل کاپری، نقشه های مرد را خراب می کند...
کارلو، جوانی فقیر که برای تامیین هزینه های مطالعاتش سخت کار می کند، او عاشق دختری ثروتمند به نام لورنا است. و با کمک دو دوستش، یعنی یک سرمایه دار بزرگ و یک راننده وانمود می کند که ثروت هنگفتی دارد..
جاک لدرو که در سال 1940 به عنوان گمشده گزارش شده بود، با نام مارتین اشمیت به استراسبورگ بازگشته است. او همسر خود ژنوویو را پیدا میکند، اما او دوباره ازدواج کرده و به عنوان رئیس شرکت حمل و نقل او را به دست گرفته است. او و همسرش هر کاری را انجام میدهند تا از جاک خلاص شوند و شرکت او را نگه دارند...