امیلی به خانه می آید تا پدر و مادرش را ملاقات کند، اما متوجه می شود که آنها خودشان را برای سفری دیگر آماده می کنند. امیلی در حالی که برای تعطیلات در خانه آنها می ماند، با اعضایی از جامعه ملاقات می کند که می خواهند او در جشن کریسمس محله شرکت کند...
هیلی و جیمز دانش آموزانی جوان و عاشق هستند که پس از خداحافظی برای کریسمس در ایستگاه قطار لندن، هر دو تصمیم دیوانه وار یکسانی را برای تعویض قطار و غافلگیری یکدیگر می گیرند...
جولیان و برایانا، رقبای قدیمی از مدرسه شیرینی پزی هستند که دوباره در یک مسابقه تلویزیونی همدیگر را ملاقات می کنند. آنها برنامه های جداگانه ای برای برنده شدن دارند ویاد می گیرند که با همکاری یکدیگر می توانند دستور العمل جدیدی برای موفقیت و عشق ایجاد کنند...
جیلن، ستاره تازه وارد پاپ هنگامی که برای تعطیلات به خانه بازمی گرد ، به خانواده محافظه کار خود می گوید که مت محافظ امنیتیش ، در واقع، معشوقه جدید اوست...
آلن و ماری به خانه رویاهای خود در حومه شهر نقل مکان کردند. اما مشاور املاک به آنها هشدار می دهد که آنچه در زیرزمین است ممکن است زندگی آنها را برای همیشه تغییر دهد...
دو دانشآموز دبیرستانی، دریا و اِلنور، زندگیشان به هم گره میخورد و توسط دبیرستانشان طرد میشوند. پس از فاش شدن یک ویدیوی برهنه از "دریا" که در ابتدا آنرا فقط برای دوستش مکس در نظر گرفته بود، دریا احساس شرمندگی می کند. النور زمانی که شایعه ای در مورد نگه داشتن کاریسا و تلاش برای بوسیدن او شروع می شود، تبدیل به یک رانده شده از آنجا می شود. دریا و النور با هم دوست می شوند و توافق می کنند که به دنبال قلدرهای یکدیگر بروند...
این فیلم فصل تعطیلات در "رِنو" را روایت می کند که ستوان دانگل آرزو می کند ای کاش هرگز به دنیا نمی آمد. او با کمک یک رولر اسکیت «فرشته» میآموزد که اگر هرگز وجود نداشت، زندگی سایر معاونان چقدر بهتر میشد...
یک مادر برای جلوگیری از پسر محبوبش که در مسابقات E-sports شرکت می کند، تصمیم می گیرد تیم خود را راه اندازی کند تا او را شکست دهد و رویای او که یک گیمر حرفه ای باشد را از بین ببرد...
زن جوانی برای گرامیداشت یاد و خاطره مادرش در مسابقه تزئین درخت کریسمس شرکت میکند، اما متوجه میشود که این رقابت شامل معشوقه دبیرستانی او که اخیراً بیوه شده و دختر ۱۰ سالهاش است...
دختری در حالی که به چند دوست کمک می کند تا توجه بابانوئل را به خاطر قرار دادن آنها در لیست شیطنت ها جلب کند، به طور تصادفی با یک "کپر کریسمس" برخورد می کند...