با توجه به شرایط جاری اینترنت، تمامی خدمات ما مجدداً رایگان شد. همچنین اطمینان میدهیم که در صورت تداوم فعالیت، تمامی روزهای از دست رفته به اعتبار حساب شما افزوده خواهد شد.
با آرزوی سلامتی و تندرستی برای شما و خانواده محترمتان.
«تری فلورس» (لوپز)، مستندساز جوان، مأمور ساختن فیلمی درباره ی قبیله ای از سرخ پوستان در آمازون می شود. در منطقه مرد غریبه ای که «پل سارون» (وویت) نام دارد، ادعا می کند قبیله ی مورد نظر را می شناسد و تری وگروه فیلم برداری را به آن جا خواهد برد. اما در عوض، گروه را به محل اختفای «آناکوندا» می برد؛ مار غول پیکری که آدم ها را درسته قورت می دهد...
بیلی پسری است که سعی دارد بعد از اینکه خانواده یک بچه کانگورو اسیر شده و به سیدنی برده شدن بچه آنها را نجات دهد ، این بچه کانگورو جوئی نام دارد ، بیلی به سیدنی میرود تا بچه را به خانواده اش برساند...
دکتر لئونهارد در حین کاوش در مصر، نقشه گنجینههای فرعون رامسس دوم را پیدا میکند. اما توسط دکتر بنت ربوده میشود. کارن و جان، برای نجات لئونهارد و نقشه، به دنبال او میروند...
«نیک بیم» (تیم رابینز) در یک شرکت تبلیغاتی کار می کند و از زندگی اش بسیار راضی است، تا اینکه یک روز از سر کار بر میگردد و متوجه می شود که همسرش با رئیسش رابطه دارد. وقتی که در اوج عصبانیت با اتومبیلش مشغول رانندگی است، یک دزد (مارتین لارنس) به او دستبرد می زند...
نخستین سالگرد ازدواج پرنسس اودت و پرنس درک، با آتشسوزیهایی که ناکلز در مزارع به راه انداخته، مختل میگردد. ارباب او، کلاویوس، که سودای تسخیر جهان را در سر دارد، برای رسیدن به این هدف نیازمند تصاحب یک گوی عظیم است. کلاویوس، ملکه اوبرتا و اودت را میرباید و درک ناگزیر به نجات آنان میشود.
زندگی اسپنسر گریفیث زمانی تغییر میکند که یک شهاب سنگ به یک زبالهدان محلی میافتد، و او یک لباس Cybersuit، یک اسکلت بیرونی با هوش مصنوعی از کهکشانی دیگر پیدا میکند. وقتی اسپنسر لباس سایبر را می پوشد، تبدیل به آدم دیگری می شود...
در ساحلی آفتابی، سگی به نام دلبر که عاشق آب بود، با دلفینی به نام آبی دوست شد. آنها هر روز با هم در آب بازی میکردند و غذا به اشتراک میگذاشتند. دوستی آنها زبانزد خاص و عام بود.