با توجه به شرایط جاری اینترنت، تمامی خدمات ما مجدداً رایگان شد. همچنین اطمینان میدهیم که در صورت تداوم فعالیت، تمامی روزهای از دست رفته به اعتبار حساب شما افزوده خواهد شد.
با آرزوی سلامتی و تندرستی برای شما و خانواده محترمتان.
ویدیوی ویژه جدید شلسینگر که در سالت لیک سیتی فیلمبرداری شده است، روابط کمدی خام و پرانرژی، پویایی جنسیت و موضوعات تابو را با سبک بدون فیلتر او ارائه میکند.
هارمونی با جیمز ازدواج میکند، در حالی که کوکو به دلیل سوابق مشکوک جیمز او را تأیید نمیکند. زندگی خوب آنها با از دست دادن شغل هارمونی دچار مشکل میشود.
یک سطل، یک میکروفون و یک دقیقه وقت برای جلب نظر تونی هینچکلیف و جمعی از مهمانان مشهور. این استندآپ کمدی در بیرحمانهترین و غیرقابل پیشبینیترین حالت خود است.
کارهای ظالمانه یک زن در قبال یک فرد ترنس، مجازاتی ماوراءالطبیعه برای او به دنبال دارد که باعث میشود او صمیمیترین بخش بدنش را از دست بدهد. اکنون، او با استفاده از یک گل جادویی، در تلاش است تا با یافتن عشق حقیقی، این طلسم را بشکند.
یک جراح فلسطینی پس از یک شیفت طولانی شبانه با ماشین به خانه برمیگردد، اما خبر ندارد که رفت و آمد از طریق جادهای متروک در کرانه باختری او را برای همیشه تغییر خواهد داد.
سفری شبحوار با قطار در یک خط فرعی فراموششده، مردی را که برای ملاقات پدر در حال مرگش به آسایشگاه رفته، به حاشیه جنگلی افسانهای منتقل میکند. این فیلم بر اساس کتابی به همین نام نوشته برونو شولتز ساخته شده است.
این روایت بر مبنای یک داستان حقیقی است که در تاریخ پانزدهم ژانویه سال ۱۵۱۶ میلادی به وقوع پیوست؛ یک رخداد تاریخی که در آن، شاهدختی آفریقایی با ایثار جان خود، توانست سرزمینش را از خطر قطعی نابودی و ویرانی توسط یک پادشاه مستبد و ستمکار حفظ کند.
این داستان درباره زندگی دو هماتاقی دانشجویی به نامهای یومی و روکا است. روکا با وجود فعالیت در یک گروه موسیقی، همیشه بیپول است، در حالی که یومی برای کار در یک کتابفروشی پارهوقت کار میکند.
دو مادر در حال کشمکش با انتظارات برآوردهنشده و فشارهای اجتماعی دست و پنجه نرم میکنند. در حالی که آنها در نقشهای خود به عنوان همسر و فردی حرفهای حرکت میکنند، رابطه غیرمنتظره یکی از زنان، باعث ارزیابی مجدد زندگی و اولویتهایشان میشود.
"یانا، زن جاهطلب و خودخواه، به طور اتفاقی طلسمی بر خود میاندازد که باعث میشود هر مردی که با او رابطه دارد، به سگ تبدیل شود. داستان چالشهای او را در زندگی، کار، و جستجوی عشق با وجود این نفرین عجیب و نگهداری از سگهای جدیدش روایت میکند."
زنی دچار وسواس فکری نسبت به معشوق دخترخواندهاش میشود. او در طول لحظات خصوصی و صمیمانه دخترخواندهاش با آن مرد جوان، خود را به جای دخترخواندهاش فرض میکند و تصورات مشابهی در ذهن میپروراند.
بازیگری پس از ت.ج.ا.و.ز، با شک برادرش، آدرین، منزوی میشود. در حالی که او از طریق تئاتر به آرامش میرسد، آدرین در پی انتقام به ورطه تاریکی کشیده میشود.